۱۳۸۸ بهمن ۸, پنجشنبه

22بهمن88 نقطه عطف درقيام مردم ايران بسوي سرنگوني نظام ولايت فقيه

22 بهمن سال57 روزتاريخي مردم ايران كه سلطنت 2500 ساله را براي هميشه به خاك سپرد و آزادي را بجاي ديكتاتوري سلطنتي شاه به مردم ايران هديه كرد.
22 بهمن حاصل يك قرن مبارزه خستگي ناپذيرمردم ايران ازمشروطه تا سقوط شاه بود .
اما هنوزبهارآزادي پهنه ميهنمان را سبزنكرده به دست سارق بزرگ قرن و بكمك حاميان استعماري ازمردم ايران ربوده شد.خميني بابند و بستهايش باسران استعمار در فرانسه سايه شوم ارتجاع قرون وسطايي با شديد ترين استبداد ديني را برمردم ايران حاكم كرد.
متقابلا مردم قهرمان نيز دست بكار شدند و از همان آغاز حاكميت خميني عرصه را بر حاكميت ارتجاع بشدت تنگ كردند چنانكه چند صباحي نگذشت كه مجبور شد دجاليت امام گونه كه از ماه آمده است را كنار گذاشت و ماهيت خون آشام و مستبدي كه به قول مرحوم منتظري روي ساواك و شكنجه گران شاه را سفيد ميكرد , بارزكرد.
بستن روزنامه ها , حجاب اجباري, ممنوعيت فعاليت سياسي احزاب و سازمانهاي خارج از دستگاه ولايت فقيه و خيانت به مردم و قالب كردن مجلس خبرگان بجاي مجلس مؤسسان قانون اساسي, حذف كانديداهاي رياست جمهوري بدليل نرفتن زير قباي ولايت فقيه و رأي منفي به قانون اساسي و راه افتادن چماقداران و قمه كشهاي بارگاه ولايت كه ضمن 2سال ونيم بيش از 50 نفر از فعالان وهواداران گروههاي مخالف را كشتند و چند هزار نفر را زندان كردند و بيش از ده هزار نفر را مجروح و مصدوم كردند
البته خميني فقط به ضرب و شتم و كشتار بسنده نكرد بلكه دستگاه دروغ پراكني دجالانه را با هزينه اي سنگين براه انداخت با يك هدف كه رهبري جنبش را ازمردم بگيرد تا جوانان معترض , دانشجويان وزنان يا مأيوس شوند و يا به دليل نياز به رهبري دنبال شياداني كه خود را رهبران اصلاحات و مخالف نظام جا ميزدند بروند تا فعاليتشان به نتيجه نرسد.
خميني و دنباله هايش هرگز نتوانستند مردم و جوانان ايران را مأيوس كنند اما دراين حد موفق بودند كه معترضين را به دنبال شياداني چون خاتمي دنبال سراب آزادي بفرستند.
مبارزه خستگي ناپذيرمردم ايران و تقديم دهها هزار شهيد ازبهترين فرزندان ايران و صدها هزار زنداني درطول اين 30 سال كه درتاريخ مبارزات آزاديخواهانه نظيرندارد و برغم شدت خونريزي و جنايت خميني و خامنه اي و حتي قتل عام زندانيان سياسي درسال 67 .مردم به مبارزه خود ادامه دادند تا چنان عرصه را برخامنه اي تنگ كردند كه مثل خميني مجبور شد از دجال بازي تحت عنوان اصلاح طلبي نيز فاصله بگيرد و پاسدار هزار تير احمدي نژاد را از صندوق ولايت تقلب ودروغ به صحنه آورده و رودرروي مردم بايستد البته اين نيز آتش سركش مبارزات مردم را خاموش نكرد كه برعكس شعله ورتر كرد و دردور دوم رئيس جمهوري با دجالگري ديگري براي فريب مردم دست به شوي تلويزيوني بعنوان مناظره بين كانديداها زد كه نه تنها مسئله اي حل نكرد كه برعكس بمثابه شكافي دراختناق مطلق حاكم عمل كرد و خشم فروخورده 30 ساله مردم فوران كرد كه ديگر تا امروز نه تنها قابل مهار نبوده كه درهرمرحله اوج بيشتر ي گرفت وبرآتش قيام سراسري بمنظور سرنگوني تماميت نظام ولايت خامنه اي افزوده شد.و سرنگوني نظام را درچشم اندازنزديك قرار داد, 22 بهمن درراه است تا بهمني ديگر را تكرار و آزادي سرقت شده را باسرنگوني ولايت خامنه اي به مردم ايران وتاريخ پرافتخار ايران برگردانيم.چگونه؟
دادگاهها , دستگيريها و پر كردن زندانها از طرفي و تشديد تضاد بين سران و ازدست رفتن اتوريته و هيمنه خامنه اي و بهم پريدن سران به يكديگر وحتي اظهارات خامنه اي و احمد خاتمي و شريعتمداري سخنگوهاي خامنه اي كه بازتاب ضعف و ذلت وموقعيت لرزان حكومت بود وهشدارهاي سران يكي بعد ازديگري دررابطه با قيام 22 بهمن تماما ترس و وحشت نظام را ازقيام سرنوشت ساز 22 بهمن به نمايش ميگذارد.
بر ما است كه ازاين فرصتي كه محصول رنج وخون مردم ايران است بيشترين استفاده را كرده نظام پا بگور را به زباله داني بيندازيم . واي برما انسانهاي آگاه ومسئول كه اگر بتوانيم يك روزو يك ساعت وحتي يك ثانيه زود تر مردم محروم و زندانيان و نسل جوان را از زير نعلين استبداد مهيب ديني رها كنيم وكاري را كه بايد انجام دهيم كوتاهي كنيم.
ضمنا ياد آور اواخر شاه نيز بي فايده نيست چراكه دكتاتورها دراساس مسير واحدي راطي ميكنند بخصوص وقتي اتوريته خود را از دست ميدهند.شاه نيز وقتي در فاز سرنگوني قرار گرفت وتعادلش را بعنوان قدرت مطلق از دست داد.زماني برسركوب مي افزود ومردم را در كوچه وخيابان ميكشت اما وقتي قيام اوج بيشتري ميگرفت,كوتاه ميآمد و از دموكراسي صحبت ميكرد حتي تا انتخاب بختيار از سران جبهه ملي پيش رفت .
خامنه اي نيز كه ديگر اتوريته خود را ازدست داده ,حتي آخوندهاي وابسته اش نيز از او فاصله گرفته اند, به همين دردندانم كاري دچار شده درست در زماني كه عاجز ازنگهداشتن مادران شهدا در زندان بودبراي برخي زندانيان سياسي حكم اعدام صادر كرد رسما اعلام كردكه اگر كسي كاري هم نكند فقط وابسته به گروه براندازباشدحكمش اعدام است.ازطرفي موسوي را با دشمنان اسلام مقايسه و درمنابرشوهاي جمعه درخواست دستگيري ومحاكمه آنها را بعنوان اقدام عليه امنيت كشور ميكند واز طرفي احمد خاتمي همين آخوند جاني درآخرين نماز جمعه اش دردوم بهمن ازمخالفين درخواست ميكند كه قانوني عمل كنند و نصيحت ميكند كه مرزشان را با ساختار شكنان مشخص كنند
راستي براي ضربه نهايي چه بايد كرد تا ميوه رسيده آزادي را به موقع چيده و ازآن حفاظت كنيم؟ چه كنيم كه فرصت را از دست ندهيم و ضربه نهايي را به ساختار فرتوت ولايت وارد كنيم ؟خودتان چه فكرميكنيد؟
باهم ادامه خواهيم داد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر